top of page

پدرو پارامو

  • Writer: shakiba bahrami
    shakiba bahrami
  • Dec 7, 2025
  • 1 min read

کتاب من را بلند کرد، از روی پل مردگان سُر داد به سمت دنیایشان و از آن سر پل من را صدا کرد تا به دنیای زنده‌ها برگردم. ملغمه‌ای بود از مردن و زندگی کردن. داستان با مرگ و جست و جوی پدر آغاز می‌شود و تو دیگر نمی‌دانی قهرمانانی که درباره‌شان می‌خوانی الان زنده‌اند یا قبلاً زنده بوده‌اند. پدرو پارامو، روح خشن مکزیک است: عاشق و قوی، بی‌رحم و شکننده.

کتاب را با دودلی شروع کردم، راجع به ترجمه مطمئن نبودم ولی به صفحات آخر که رسیدم، دوست داشتم تمام نشود.


کتاب را با ترجمه‌ی کیومرث پارسای خواندم. ویراستاری کتاب کمی ضغیف بود ولی ترجمه‌ی روانی داشت.

 
 
 

Recent Posts

See All
پرنده‌ی من

از فریبا وفی پیش‌تر کتاب "حتی وقتی می‌خندیم" را خوانده بودم. داستان‌های وفی اکثراً غم دارند. این داستان هم استثناء نبود. داستان وفی احساسات بسیاری را در من بیدار کرد؛ رابطه والد و فرزندان، رابطه خواهر

 
 
 
دیدارِ بلوچ

دولت‌آبادی در این کتاب، شرح سفر پنج روزه‌ی خود و دیدار با بلوچ‌ها را می‌دهد. کتاب بسیار مختصر است ولی قلم نویسنده آن را بسیار جذاب کرده است. بخشی از کتاب: "هر بلوچ یک نخل است و روح هر بلوچ یک بیابان پ

 
 
 
استخوان خوک و دست‌های جذامی

قبل خواندن کتاب مستور، اشتباه کردم و نظرات سایرین را خواندم. ناامید شدم. از کتاب و قلم مستور انتظار تکراری‌بودن داشتم اما انتظار بی‌دروپیکربودن نه. کتاب‌هایی شبیه این داستان هم خوانده بودم که شخصیت‌ها

 
 
 

Comments


bottom of page